«موسی عصمتی» از شاعران روشندل مشهدی است که مضمون اغلب شعرهایش آمیخته به دغدغههای اجتماعی و روابط انسانی است. «بی چشمداشت» و «بریل های ناگزیر» مجموعه ای از اشعار اوست که تاکنون به چاپ رسیده است. این شاعر مشهدی به مناسبت ۱۲ آذر روز جهانی معلولین شعری سروده است که در ادامه می خوانید.
با عینکی که تا ابد دودی ست
من آفتابی تازه می بینم
این سوی تاریک جهان هر شب
فانوسِ بی اندازه می بینم
از نقطه نقطه خط برجسته
راهی به سمت نور خواهم یافت
با یک عصا خورشیدهایم را
از جاده های دور خواهم یافت
من با اشارات خودم گفتم
از اول دنیا نشانی را
با بی زبانی باز می خوانم
آوازهای هم زبانی را
موسیقیِ هر روز باران است
در من سکوتی که همیشه هست
از آخرین فریاد می گوید
در من فلوتی که همیشه هست
من دیرآموزم ولی باران
از من صفا را یاد می گیرد
احساس را ، بی رنگ بودن را
رنگ خدا را یاد می گیرد
من روشنم مثل زلالی که
در چشمه های روستا جاریست
بی کینه ام مثل نگاهی که
از خنده ی آئینه ها جاریست
هر چند تقدیرم نشستن بود
من ایستادم روی پاهایم
با صندلی چرخدارم باز
پرچم به دست صبح فردایم
روزی تمام جاده خواهد دید
تا انتها بی پا دویدن را
بامن تمام شهر خواهد خواند
موسیقیِ فصل رسیدن را
موسی عصمتی




نظر شما